تبليغاتX
make money وبلاگ چكمه وبلاگي است براي همه كودكان
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
قانون، كودكان را كم مي‌بيند
نويسنده:مريم يوشي زاده
 
قانون، كودكان را كم مي‌بيند
جام جم آنلاين: 6 سال پيش كه سارا از سر ناچاري كيف پيرزني را در مترو از دستش قاپيد ، 10 ساله بود و خبر نداشت براي پذيرش مسووليت كيفري، از 9 سالگي بزرگ شده است.
 
در 13 سالگي غريبه‌اي به خواستگاري‌اش آمد و اگر پيرمرد پيش از دامادي نمرده بود، سارا لابد عروسش مي‌شد چون به چشم قانون، براي ازدواج از 13 سالگي بزرگ بود، 14 ساله كه شد پدرش مرد اما قانون مي‌گفت سارا براي تصرف در اموالش تا 18 سالگي كوچك است همان‌طور كه براي شركت در راي‌گيري و دريافت گواهينامه رانندگي هم كودكي‌اش تا 18 سالگي بايد كش مي‌آمد.

دخترك وقتي قرار شد در كارخانه‌اي كارگري كند 15 سال داشت كه گفتند براي كار، پايان كودكي همين حالاست. سارا امروز 16 ساله است و وقتي در روز جهاني كودك به او عروسكي هديه دادند به بزرگ بودنش شك كرد، چون كسي كه عروسك را به او داد مي‌گفت :با تعريف كنوانسيون حقوق كودك تو‌تا 18 سالگي بزرگ نشده‌اي.»

داستان سارا و سرگرداني‌اش شايد به گمان شما پديده‌اي نادر باشد اما باور كنيد آنقدرها هم كه خيال مي‌كنيد ناممكن نيست، تا آنجا كه هركس ممكن است تا پيش از رسيدن به سن 18‌سالگي به نحوي در چرخه تعاريف گوناگون قانون از كودك، سرگردان شود.

بالاخره كودك كدام است؟

حدود 80 سال از تصويب نخستين قانون مدني در ايران مي‌گذرد و گرچه اين قانون بارها و بارها تغيير كرده است، اما به نظر مي‌رسد هنوز تعريفي واحد، دقيق و واضح از كودك و محدوده سني او صورت نگرفته است.

بر اساس قانون مدني كنوني، كودك يا صغير به فردي گفته مي‌شود كه هنوز به حد بلوغ نرسيده باشد و با توجه به اين كه يكي از نشانه‌هاي بلوغ سن است، قانونگذار زمان بالغ شدن پسران را 15 سال قمري (كمتر از 15 سال شمسي) و دختران را 9 سال قمري (كمتر از 9 سال شمسي) مشخص كرده است.

اما هر چند در قوانين كيفري ايران، پسران از 15 سالگي و دختران از 9 سالگي، مسوول اعمال خود و شايسته مجازات دانسته شده‌اند، اين تعريف درباره سن مسووليت كيفري تغيير مي‌كند و فرد زماني براي تصرف در اموالش مناسب تشخيص داده مي‌شود كه بنا بر نظر قانون، به 18‌سالگي رسيده باشد و دادگاه نيز راي بر رشديافتگي آنان داده باشد. همچنين بر اساس قانون كار تعريف كودكي تا 15 سالگي است ، در مورد ازدواج اين سن با اجازه دادگاه براي دختران پس از 13 سال و براي پسران پس از 15 سال تعريف شده اما آنان از 18 سالگي حق شركت در انتخابات مجلس شوراي اسلامي ، دريافت گواهينامه و گذرنامه را دارند كه البته حدود 43 سال پيش، سن راي‌گيري تا 15 سال كاهش يافته بود.
محمد مصطفايي، وكيل پايه يك دادگستري كه تاكنون پرونده‌هاي گوناگوني در حوزه حمايت از حقوق كودكان داشته، در خصوص كنوانسيون حقوق كودك به عنوان ميثاقي بين‌المللي براي تعريف از كودك و حفظ حقوقش توضيح مي‌دهد: ايران و برخي كشورهاي ديگر اين كنوانسيون را به شكل مشروط پذيرفتند.

منظور از مشروط اين است كه ايران همه مفاد اين كنوانسيون را ، بجز آنها كه در تعارض با قوانين داخلي و موازين اسلامي باشد، پذيرفته است.

به گفته اين حقوقدان، به واسطه پذيرش مشروط كنوانسيون، بند يك ماده 12، بندهاي يك و 3 ماده 14، بند 2 ماده 15 و بند دال قسمت يك ماده 29 متعارض با قوانين داخلي و موازين اسلامي تشخيص داده شد اما ماده يك كنوانسيون كه سن كودكي را تا 18 سال تعيين كرده است، تصويب شد. با اين حال ابهام درباره سن كودكي و حقوق كيفري اطفال همچنان ادامه دارد.

اين ابهام در شرايطي صورت مي‌گيرد كه مصطفايي معتقد است: طبق ماده يك قانون مدني، مفادي از كنوانسيون حقوق كودك كه مغايرتي با شرع ندارد ، لازم‌الاجراست و دستگاه‌هاي قضايي و ادارات تحت نظارت دولت مكلف هستند به آنها پايبند باشند.

لايحه‌اي در انتظار

يكي از لوايحي كه بسياري از مدافعان حقوق كودك به آن اميدوارند; لايحه رسيدگي به جرايم اطفال و نوجوانان است كه از سال 1383 از سوي دستگاه قضايي به مجلس تحويل داده شده و كليات آن اواخر آذر سال گذشته به تصويب رسيده است.

به گفته امين رحيمي، مخبر كميسيون قضايي و حقوقي مجلس، سن مسووليت كيفري در اين قانون نيز سن بلوغ شرعي (دختران زير 9 سال قمري و پسران زير 15 سال قمري) تعيين شده است، اما رسيدگي به جرايم كمتر از 18 ساله‌ها به دادگاه رسيدگي به جرايم اطفال و نوجوانان محول مي‌شود كه در اين دادگاه نيز صدور حكم با توجه به سن اطفال و با تخفيف ويژه رخ‌مي‌دهد.

مصطفايي دراين‌باره مي‌گويد: اين لايحه، در صورتي كه حق حيات كودكان در آن مورد توجه قرار گيرد، بسياري از خلاهاي قانوني موجود در سيستم قضايي كشور را در خصوص كودكان پر مي‌كند، اما تا زماني كه به شكل كامل تصويب نشده است، نمي‌توان از آن استفاده كرد.

كفايت نمي‌كند

اما با همه اين اوصاف، حتي اگر مجلس شوراي اسلامي پس از گذشت حدود بيش از 5 سال، اين لايحه را به شكل كامل تصويب كند، تنها بخشي از تعريف كودك كه مربوط به مسووليت كيفري او مي‌شود تا حدودي اصلاح شده است و همچنان سن كار و ازدواج كودكان ايراني با حدود سني كودك از ديدگاه پيمان‌نامه حقوق كودك تناقض دارد و از سويي ديگر، هنوز جاي تعريفي واضح و صريح از سن رشديافتگي كودك در قوانين كشورمان خالي است.

مخبر كميسيون قضايي مجلس با تاييد اين مطلب تاكيد مي‌كند: حتي تصويب اين لايحه نيز براي احقاق كامل حقوق كودكان و نوجوانان كفايت نمي‌كند و به نظر مي‌رسد بايد قانوني كامل مختص همه مسائل آنان تنظيم شود تا سردرگمي‌ها و ابهامات كنوني را برطرف كند.

ويژگي‌هاي مثبت لايحه رسيدگي به جرايم اطفال و نوجوانان

تارنماي مجلس شوراي اسلامي در خصوص ويژگي‌هاي مثبت لايحه رسيدگي به جرايم اطفال و نوجوانان مي‌نويسد: با تصويب اين لايحه واكنش اجتماعي در برابر بزهكاري اطفال درجه‌بندي مي‌شود  و اين واكنش‌ها با ميزان رشد اطفال و نوجوانان متناسب مي‌گردد، با پيش‌بيني ميانجيگري در رسيدگي به جرايم اطفال و نوجوانان نوعي قضازدايي حاصل مي‌شود، در رشته‌هاي مرتبط با مسائل تربيتي اطفال مشاوران متخصصي به كار گرفته شده و در جرايم سنگين حضور آنها الزامي مي‌شود، با تخصيص شعبي از دادسرا به رسيدگي به جرايم اطفال و نوجوانان تحقيقات مقدماتي حسب مورد به اين شعب و دادگاه واگذار و دخالت ضابطان دادگستري (جز در موارد استثنايي) ممنوع مي‌شود، حضور وكيل در رسيدگي به جرايم سنگين الزامي مي‌شود، ولي يا سرپرست قانوني كودك يا نوجوان به‌منظور تقويت حس مسووليت در آنان و حمايت و دفاع از كودك يا نوجوان متهم اجازه دخالت در روند رسيدگي را پيدا مي‌كند، دادسرا و دادگاه اختيار معلق كردن تعقيب كودكان و نوجوانان را در جرايم سبك تعزيري پيدا مي‌كنند و دادگاه مي‌تواند در شرايطي صدور راي را به تعويق بيندازد، امكان تبديل واكنش‌هاي تنبيهي به واكنش‌هاي حرفه‌آموزي و اقامت در منزل ايجاد شده و محكوميت اطفال در سجل كيفري ثبت نشده و در نهايت اين‌كه دايره مددكاري اجتماعي تاسيس خواهد شد.


منبع و لينك اصلي مطلب : http://www.jamejamonline.ir/newstext.aspx?newsnum=100904556908



اخبار مرتبط در جام جم

ادامه مطلب را مطالعه كنيد

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط توریاله در دوشنبه سی و یکم فروردین 1388 و ساعت 17:50 | 
Bookmark and Share داغ کن - کلوب دات کام
تاملي بر علل جرم در نوجوانان
 جرم و راه هاي پيشگيري از آن

مسئله بزهکاري و انحراف اطفال و نوجوانان از دير باز در جامعه بشري مورد توجه انديشمندان بوده است. همزمان با گسترش انقلاب صنعتي و وسعت دامنه نيازمنديها، محروميت هاي حاصل از عدم امکان تامين خواستها و احتياجات زندگي موجب توسعه شديد و دامنه دار فساد، عصيان، تبهکاري، سرگرداني، دزدي و... در اطفال و نوجوانان شده است. اين گونه مسائل امروزه براي کشور ما هم مطرح است و آثار مهلک آنها درسيماي جامعه آشکار است. کودکان و نوجوانان سرمايه هاي جامعه هستند و سلامت روح و جسم آنها تضمين کننده سلامت جامعه آينده است. بنابراين مسائل آنان از جمله مسائلي است که بايد به آنها توجه کافي مبذول داشت. مطالعات کشورهاي غربي حاکي از آن است که تجربه هاي رفتار بزهکارانه در ميان نوجوانان بسيار شايع است. برخي ادعا کرده اند 90 درصد نوجوانان مرتکب اعمالي شده اند که چنانچه به مداخله پليس مي انجاميد موجب بازداشت مي گرديد.
اين بررسي ها به اين نتيجه دست يافته اند که شيوع رفتارهاي بزهکارانه در نوجوانان بيشتر از آن است که مردم انتظار دارند.  تجربه نشان مي دهد تنها تعدادي از نوجواناني که دست به قانون شکني مي زنند دستگير مي شوند و از کساني که دستگير شده اند تنها تعداد معدودي بازداشت مي گردند و از کساني که بازداشت مي گردند عده اي خاص به زندان فرستاده مي شوند و از کساني که محاکمه شده اند تنها بخشي به عنوان بزهکار محکوم مي شوند و بنابراين بسيار دشوار است که بدانيم در هر جامعه چند نفر بزهکار وجود دارد، چه کسي بايد بزهکار ناميده شود و کدام نوجوان بايد مورد مطالعه علمي قرار گيرد تا درباره ماهيت و منشا رفتارهاي بزهکارانه اطلاعات علمي صحيحي به دست آورد.  بزهکاران از نظر روانشناسان يک گروه افراد جوان و نوجوان بسيار ناهمگون و نامتجانس هستند و مسيري که به بزهکاري ختم مي شود گوناگون است و نوجواناني که با بزه درگير هستند يا مي شوند را نمي توان به سادگي در الگوي رفتاري يا ويژگيهاي منحصر به فردي جا داد. بزهکاري پيامد و نتيجه تعامل و تاثير متقابل عواملي است که در زندگي فرد حضور دارند. بنابر اين بزهکاري رفتاري است ناشي از عوامل گوناگون.

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط توریاله در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388 و ساعت 20:20 | 
Bookmark and Share داغ کن - کلوب دات کام
كودكان و ترس شبانه

ترس های شبانه در کودکان و راه مقابله با آن

چرا ترس های گوناگونی در وقت خواب به سراغ بچه ی من می آید؟ چه کار کنم تا کودکم بتواند به ترس های شبانه ی خود فائق آید؟ چه طور می توانم بفهمم که ترس های شبانه ی کودکم غیرطبیعی است؟
ترس های وقت خواب (ترس های شبانه) از تاریکی، هیولا ی زیر پتو و تنها خوابیدن در سنین پیش از دبستان و سال های آغازین پس از آن معمول هستند. این ها سال هایی هستند که درآن قدرت تخیل کودک شما به طرز فوق العاده ای گسترش پیدا میکند، این به آن معنی است که او می تواند چیزهای جدید و ترسناکی را در تصور خود بگنجاند که از آن ها واهمه دارد. بخش قابل توجهی از روز او غوطه ور در بازی های تخیلی همراه با انواع اژدها، دایناسور و آدم بدها(قهرمان های منفی) می گذرد . در هنگام خواب متوقف کردن این تخیلات و به خواب رفتن برای او مشکل می شود. به دلیل تخیلاتی که در طول روز کودک ذهن خود را با آن درگیر کرده ناگهان حتی اشیای آشنا که قبلا هر گز ترسناک نبوده اند -مثل اتاق خواب تاریک- وحشت آور به نظر می رسند. و از آن جا که کودک شما در این سن هنوز در حال آموختن تمایز بین خیال و واقعیت است احتمال وجود موجودی نامرئی در زیر پتو یا تخت برایش کاملا واقعی به نظر می رسد.
پاتریشیا شیتز استاد آموزش مشاوره در دانشگاه آلاباما در بیرمنگام می گوید: «ترس های وقت خواب – از تاریکی، از جدایی از والدین، از صداها، از آدم های بدی که آسیب جسمی وارد می کنند- یک مرحله ی طبیعی در روند رشد است و اغلب بیش از آن چه که والدین انتظار دارند به طول می انجامد، این مرحله در حدود سن دوسالگی آغاز می شود و تا حدود هشت-نه سالگی ادامه می یابد.» علاوه بر این کودکان در سنین پیش از دبستان شروع به درک این نکته می کنند که چیزهایی در دنیا وجود دارد که می تواند به آن ها آسیب بزند. کار شما در طی ده سال آینده (و حتی بیشتر) این است که به کودک تان کمک کنید تا تفاوت بین خطر واقعی ( مثل سوار شدن به ماشین شخص ناشناس) و چیزهایی که تنها تصویری در ذهن هستند که به نظر می رسند ( مثل وجود یک جادوگر بین دیوار و رختخواب) درک کند.
شاید شما هم اکنون نتوانید به کودک کمک کنید که به طور کامل ترس خود را از بین ببرد، چون همچنان که اشاره شد او در روند رشد خود مجبور به از سر گذراندن این دوره و این تجربه ها است، اما کارهای زیادی هم هست که شما می توانید انجام دهید تا به کمک کنید که بر ترس های خود غلبه کند و خیلی راحت به خواب برود. در ساعات پیش از خواب، کودک را با داستان ها یا فیلم های شاد و غیرخشونت آمیز آماده کنید واز تعریف کردن قصه ها و افسانه های ترسناک و ناراحت کننده یا پخش کارتون های اینچنینی پرهیز کنید. برای موقع خواب نیز یک روند ثابت و مشخص و مسالمت آمیز که هر شب بتوانید آن را اجرا کنید در نظر بگیرید – برای مثال می توانید از برنامه ی پیشنهادی زیر به عنوان برنامه ی قبل از خواب کودک کمک بگیرید: یک حمام گرم، یک داستان ملایم، یک لالایی آرام و چند دقیقه در سکوت کنار رختخواب کودک ماندن.
آرامش مراسم قبل از خواب می تواند مثل نوعی ورد جادویی عمل کند و افکار و آدم های بد را از ذهن کودک دور کند و مرحله ی گذار از هوشیاری کامل به خواب عمیق را آسان کند. وجود یک یا دو چراغ خواب در اتاق خواب کودک می تواند احساس امنیت بیشتری به او بدهد. نیمه باز گذاشتن در اتاق خواب کودک، پخش کردن یک نوار قصه یا لالایی و تشویق کودک به خوابیدن با عروسک یا پتوی موردعلاقه اش نیز میتواند مفید باشد. اگر کودک خواهر یا برادری دارد، اجازه دهید با هم در یک اتاق بخوابند، این کار می تواند باعث شود ترس های وقت خواب به همان سرعنی که پدیدار شده اند ناپدید شوند. اگر کودک تان از تنها ماندن وحشت دارد و تنها با تماس با شما احساس راحتی می کند. اگر برای تان مساله ای نیست که کودک مدتی با شما بخوابد، تا زمانی که ترس های وقت خواب او کمرنگ بشود و وارد مرحله ی رشدی دیگری بشود از این کار دریغ نکنید.
اگر شما هر کاری که می توانسته اید برای قوت قلب دادن به کودک انجام داده اید و او هنوز هم شدیدا هراسناک است ممکن است ترس های او از حد نرمال گذشته باشد و مشکل فوبیا یا اضطراب داشته باشد. نشانه های وجود فوبیا (ترس های بی اساس) عبارت اند از گریه و تکرار مداوم آن به حدی که بیش از چند دقیقه طول بکشد و بیش از حد یک ترس معمولی طبیعی ( از «من از تاریکی می ترسم» تا « همه ی چراغ های خانه را روشن کن تا دزدها نتوانند ما را بکشند.» ) باشد. ترس فوق العاده زیاد یا مداوم وقت خواب می تواند ناشی از یک اتفاق ناراحت کننده یا مشوش کننده در خانه یا مدرسه یا محیط های بزرگ تر باشد. باید دانست که حتی بچه های خیلی کوچک نیز استرس های ناشی از طلاق یا مرگ در خانواده، بیکار شدن یکی از والدین، اسباب کشی به خانه ی جدید، تغییر پرستار یا مربی یا معلم کودک، خشونت یا فجایع طبیعی درک می کنند. لازم به تذکر نیست که ترس های شبانه ناشی از آزار جسمی یا فیزیکی نیز باشند ( در چنین حالتی واقعا یک هیولا ممکن است در اتاق کودک باشد)
اگر کودک تان به این دلیل که واقعا هراسان است؛ هر کاری می کند که با ترس مواجه نشود و اگردر رختخوابش نمی ماند و نمی تو اند به خواب برود ( البته نه فقط به این دلیل که دوست دارد تا دیروقت بیدار بماند!) ممکن است مسائل عاطفی اساسی داشته باشد که نیاز به بررسی دارد، هر چند ممکن است شما در ابتدا احساس کنید نیازی به مشاوره ندارید.اما در این زمینه یک مشاور می تواند به شما کمک شایانی بکند.


منبع : تبيان همدان


لينك هاي مرتبط با اين موضوع :

كودك و هيولاي تاريكي (تبيان )

هیولایی زیر تختخواب!! (تبيان )

مقاله نحوه برخورد با كابوس در كودكان

روزنامه كيهان86/8/10: ترس و وحشت را از كودك دور كنيم


از اين تاريخ به بعد سعي مي شود علاوه بر مطلب اصلي لينك هاي مرتبط با موضوع در صفحه اول جستجوي گوگل درج گردد .

 


|+| نوشته شده توسط توریاله در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388 و ساعت 11:0 | 
Bookmark and Share داغ کن - کلوب دات کام
والدین در زندان کودکان آواره

   والدین در زندان کودکان آواره

روزنامه جام جم

نویسنده : مريم خباز

نگاهي به مشكلاتي كه فرزندان زندانيان را تهديد مي‌كند
والدين در زندان كودكان آواره
جام جم آنلاين: همه چيز از يك اشتباه شروع شد، وقتي ترس را كنار گذاشت و خلافكار شد. قرار بود اگر 5 كيلوگرم هروئين را جا‌به‌جا كند، با پولي كه مي‌گيرد زندگي‌اش را تكان دهد. زندگي‌اش البته تكان خورد، اما نه با پول‌هايي كه گرفت، بلكه با به زندان افتادن و محكوم شدن. حالا او بزهكار است، يك زنداني سنگين مواد مخدر.

 صاحب جنس‌ها خودش راگم و گور كرده و حالا او صاحب هروئين‌ها هم شده است. اگر اعدام نشود، بي‌گمان حبس ابد گريبانش را مي‌گيرد، كاري هم نمي‌توان كرد. او مردي بزهكار و سابقه‌دار است كه بايد تاوان بي‌پروايي‌اش را بدهد.

اينها مي‌تواند بخشي از سرنوشت خيلي از‌ آدم‌هايي باشد كه امروز پشت ديوارهاي زندان، زندگي‌ مي‌كنند؛ اما هميشه آنها تنها كساني هستند كه ديده مي‌شوند، ولي در زندگي آنان كسان ديگري نيز هستند كه بدون هيچ گناهي دوران محكوميت را مي‌گذرانند. به طور معمول، وقتي مرد يك خانواده زنداني مي‌شود، گرفتار شدن يك زن و 3 فرزند امري عادي است، با اين‌كه ممكن است شمار افراد خانواده او از اين تعداد هم بيشتر باشد. البته اگر محكوميت مرد براي مدت‌كوتاهي باشد، با تدبير زن بچه‌ها در امان مي‌مانند، اما مشكل آنگاه دوچندان مي‌شود كه مرد، خلافكاري حرفه‌اي باشد و بيشتر از آنچه كه در خانه است، در حبس باشد. اما گاه بعكس اين اتفاق پيش مي‌آيد. يعني به جاي مرد، زن آدمي خلافكار مي‌شود و شوهر و بچه‌ها را به امان خدا مي‌گذارد و زندان همه چيزش مي‌شود. البته اگر مرد به زندان بيفتد، كمتر زني پيدا مي‌شود كه بچه‌ها را رها كند و به دست تقدير بسپارد. هرچند وفادارترين زن نيز سرانجام روزي طاقتش تمام مي‌شود. ولي داستان بيشتر مردها چيز ديگري است. كمتر مردي را مي‌توان يافت كه خودش را وقف زندگي‌‌اي كند كه زن آن آدمي بزهكار است. بيشتر مردها البته اين حق را نيز به خود مي‌دهند كه با از هم پاشيدن كانون خانواده و رها كردن فرزنداني كه به زني خلافكار تعلق دارند، انتقام زندگي از دست رفته‌اش را هم بگيرد، اما چنين مردهايي اگر بچه‌ها را رها نكنند حتما به ازدواجي ديگر دست مي‌زنند و سايه زني بيگانه را بر سر فرزندان مي‌گسترند. البته نقطه مقابل اين ماجرا هم مي‌تواند درست باشد، همان ماجرايي كه در آن زن قيد شوهر زنداني را مي‌زند و با ازدواجي تازه مردي ديگر را همه كاره خود و فرزندانش مي‌كند. به هر حال، چه مرد و چه زن اگر اين كار را بكنند تا حدي از بلاتكليفي در مي‌آيند؛ اما آناني كه همچنان سرگردان مي‌مانند، همان‌هايي هستند كه هميشه زودتر از همه فراموش مي‌شوند. بچه‌هايي كه يكي از پدر و مادرشان زنداني است، آدم‌هاي ترحم‌انگيزي هستند. همان محكومان بي‌گناهي كه بار گناه پدر و مادر را به دوش مي‌كشند و سرافكنده در جامعه روزگار مي‌گذرانند.

وقتي كودكي در چنين خانواده‌اي متولد مي‌شود، هميشه بايد بار كنايه‌ها و حرف و سخن‌هاي اطرافيان را به دوش بكشد؛ چرا كه جامعه و گروه همسالان هم او را جزيي از پرونده بزهكاري پدر و مادر مي‌بينند.

براي همين است كه بيشتر اين كودكان احساس حقارت، شكست، سرخوردگي و خود كوچك‌بيني دارند. حالا اگر پدر و مادر چنين كودكاني همزمان با يكديگر به زندان بيفتند، وضع دشوارتر مي‌شود؛ چرا كه بودن يك والد در كنار كودكان هرچند حضوري خنثي باشد، از نبودن بهتر است. براي همين است كه جامعه‌شناسان معتقدند محيط خانواده و وضعيت زندگي عاملي موثر در ايجاد جرم است. آن‌گونه كه پژوهش‌ها نشان مي‌دهد، بيشتر كودكان بزهكار متعلق به خانواده‌هاي متلاشي هستند همان آدم‌هاي ناتوان و بدبيني كه 50 درصد آنان از زندان يا اعمال مجرمانه سر در مي‌آورند. آنها كه از نزديك شاهد زندگي اين قبيل كودكان هستند، شهادت مي‌دهند كه رفتار آنها در مقايسه با زماني كه پدر و مادر بالاي سرشان بوده است، آنچنان متحول شده كه ديگر آن كودك مظلوم و سر به راه سال‌هاي پيش به شمار نمي‌روند. گويي نبود نظارت بر رفتار و كردار آنها آزادي‌اي را مهيا كرده تا هر آنچه مي‌‌خواهند از خوب و بد انجام دهند. البته گرچه بيشتر اين كودكان در نبود پدر و مادر به دست عمو، پدر بزرگ، خاله يا دايي سپرده مي‌شوند، اما در بيشتر مواقع آنها هم سرپرستان خوبي از آب در نمي‌آيند.

اين در شرايطي است كه بيشتر كودكان اين چنيني از نظر مالي هم در تنگنا قرار مي‌گيرند؛ چرا كه پدر و مادر آنها بيشتر پس‌اندازي ندارند و اقوام نيز به دلايلي توان پرداخت هزينه آنها را ندارند. به همين علت است كه گفته مي‌شود بيش از نيمي از   كودكان زير 18 سال كه در چنين وضعيتي قرار مي‌گيرند، زير خط فقر زندگي مي‌كنند. شايد نيز همين علتي قاطع براي بروز احساس شكست، تفاوت با ديگران و حقارت در آنان است.

نقطه اميد

اما هر چه قدر اوضاع بحراني باشد، ‌راه‌هايي براي خروج از آن وجود دارد. اكنون 55 سال است كه انجمن حمايت از زندانيان شرايطي را براي خانواده‌هاي افراد دربند فراهم مي‌كند تا شايد گرفتاري‌هاي ناشي از نبود سرپرست تا حدي برايشان تخفيف يابد. آن‌گونه كه حوري صفري، مددكار مي‌گويد: در اين انجمن هم از كودكاني كه پدر زنداني دارند حمايت مي‌‌شوند و هم آناني كه مادر يا والدين زنداني (همزمان)‌ دارند، ولي بيشتر خانواده‌هاي زير پوشش پدر و شوهرانشان دربندند. در اين انجمن گذاشته شده تا مشكلات خانواده‌هاي زندانيان با ارائه مشاوره حل شود؛ اما از آنجا كه دغدغه اصلي آنان غم نان است، نخست فكري به حال اوضاع مادي زندگي و برگشت آرامش به آنان مي‌شود. پس بنابراين هريك از اعضاي خانواده اگر مهارتي داشته باشند مشغول كار مي‌شوند و آناني كه امكان كار ندارند، بن خريد كالا و مستمري از 3 تا 6 ماه دريافت مي‌كنند. بعد از اين است كه نقش مددكاران پررنگ مي‌شود و آموزش‌هاي خانوادگي بويژه براي مادران كه امروز سرپرست خانوار شده‌اند، شروع مي‌شود. صفري مي‌گويد: در مراكز اين انجمن كه در سراسر كشور وجود دارد، به مادر و فرزندانش آموزش داده مي‌شود كه وضع كنوني پيش آمده هرگز به معناي به پايان رسيدن دنيا نيست و كسي نبايد خودش را ببازد، اما اگر شرايط به گونه‌اي باشد كه زن و شوهر هر دو در زندان باشند، آن گاه تلاش مي‌شود بچه‌ها به دست اقوام درجه يك سپرده شوند؛ چراكه حتي مهربان‌ترين مددكار هم نمي‌تواند جاي فاميل را بگيرد. البته اگر صلاحيت اقوام تاييد نشود، ناچار بچه‌ها روانه بهزيستي مي‌شوند تا در آنجا چگونگي كنار آمدن با شرايط را ياد بگيرند، اما زندگي اين قبيل كودكان به همين سادگي سپري نمي‌شود؛ چراكه آنان علاوه بر جدال با زندگي در روح و فكر خود با مشكلات دست به گريبانند.

آن طور كه صفري بيان مي‌كند، مشكل مالي نخستين مساله‌اي است كه اين كودكان آن را لمس مي‌كنند و چون مادرانشان (در صورت زنداني بودن پدر)‌ مجبور به كار بيرون از خانه مي‌شوند محبت و نظارت او را هم از دست مي‌دهند. براي همين بيشتر آنها گرفتار افت تحصيلي ناگهاني مي‌شوند و به دليل اين كه پدرانشان را آدم‌هايي خلافكار مي‌دانند، خود را از بقيه جدا مي‌كنند و با انزوا و دور شدن از مدرسه به جنگ با جامعه مي‌روند. آن گونه كه اين مددكار اجتماعي مي‌گويد، البته جامعه‌ستيزي به معناي گرفتن انتقام از اجتماع بيشتر در پسرهاي چنين خانواده‌هايي ديده مي‌شود؛ اما دختران آنها كه برادرانشان سعي در ايفاي نقش پدر در مقابل آنان و در نتيجه كنترل مادر و خواهر با پرخاشگري دارند، بيشتر دچار افسردگي و فرار از خانه مي‌شوند، اما هرچند تلاش شود تا به آخر نرسيدن دنيا به اين كودكان گوشزد شود، ولي باز هم در دنياي آنان همه چيز به پايان رسيده است. همان كودكاني كه ناخواسته جور زمانه را مي‌كشند و به احتمال فراوان خود روزي سر از زندان درخواهند آورد. البته اين مي‌تواند داستاني محتوم براي تمامي اين كودكان نباشد؛ چراكه با آگاهي و همياري همه مردم و تلاش براي پذيرش آنان در اجتماع راه بسياري از كودكان از به منجلاب افتادن منحرف مي‌شود.


منبع و لينك اصلي مطلب : http://www.jamejamonline.ir/newstext.aspx?newsnum=100896724783

|+| نوشته شده توسط توریاله در دوشنبه هفدهم فروردین 1388 و ساعت 14:46 | 
Bookmark and Share داغ کن - کلوب دات کام
چگونگی ایجاد اعتماد به نفس در کودکان
چگونگی ایجاد اعتماد به نفس در کودکان
 
 
 
 
سن آموختن اعتماد از تولّد تا یک ‌سالگی است. کسانی که اعتماد را در سن خود نیاموخته‌اند در تمام دوران زندگی دچار مشکل خواهند بود.

آموزش اعتماد

برای آموز ش اعتماد نیاز به سه شرط است.

1- آمادگی مادر برای آموزش اعتماد

الف- مادر باید در کودکی ، اعتماد را آموخته باشد.

ب- مادر باید آرام باشد . مادر اضطرابی، دلشوره‌ای و عصبانی هرگز قادر به آموزش اعتماد نیست.

پ- مادر باید کودک را از صحمیم قلب دوست داشته باشد و بتواند ارتباط صمیمی با او برقرار کند.

ت- مادر باید از توان تکلّم خوب برخوردار باشد کلمات زیبا و تشویق‌کننده ، همراه با چهره‌ای شاد.

ث- مادر باید از سلامت جسم و روان برخوردار باشد.

2- شرایط آمادگی نوزاد

الف- توانایی اعتماد را کودک به‌ارث برده باشند.

ب- کودک از نظر جسمانی و روانی سالم باشد.

3- شرایط آمادگی مکانی

محیطی که در آن اعتماد آموزش داده می‌شود باید خلوت، ایمن، ساکت و به رنگ روشن و آرام مثل صورتی کم‌رنگ باشد.

روش آموزش اعتماد

از تولّد تا یک‌سالگی باید نکاتی را رعایت کرد تا در کودک اعتماد به‌وجود آید.

1- او را چنان قشنگ در آغوش بگیرید که بداند کاملاً تحت حمایت و پشتیبانی شماست و از هر گزندی در امان است. حضور در آغوش گرم و مهربان با ضربان طبیعی قلب. پوست عامل انتقال احساس‌ها می‌باشد. لباسی بپوشید که کودک صورت خود را روی پوست شما قرار دهد.

2- عامل بعدی انتقال اعتماد، احساس آرامش و اطمینانی است که مادر به کودک می‌دهد. وقتی مادر برای کودک آرامش را فراهم کند اطمینان در کودک به‌وجود می‌آید.

3- صحبت مشتاقانه با کودک که با صدای بسیار آرام ادا شود این صدا به اندازه‌ایی آرام است که مادر خود به‌سختی می‌شنود . این صحبت برای کودک باید محتوای تحسین و تمجید داشته باشد.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط توریاله در جمعه چهاردهم فروردین 1388 و ساعت 17:53 | 
Bookmark and Share داغ کن - کلوب دات کام
Powered By BLOGFA - Designing & Supporting Tools By WebGozar