| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
من کودک خیابانی بودم باور کن
من کودک خیابانی بودم باور کن
"ماريو کاپچي" ايتاليايي که جايزه نوبل پزشکي امسال را به پيشخوان افتخار هاي
منبع : جدول شرح در متن آژینه |+| نوشته شده توسط توریاله در جمعه هشتم شهریور 1387 و ساعت 14:25 |
خدا چرا من ؟
آرتور آشي قرهرمان افسانه اي تنيس ويمبلدون به خاطر خون آلوده اي كه در جريان
يك عمل جراحي به او تزريق شد به ايدز مبتلا گشت و به بستر بيماري افتاد او از سراسر دنيانامه هاي بسياري از دوستانش دريافت كرد چرا خدا تو را براي چچنين بيماري خطرناكي انتخاب كرده ؟ در دنيا ۵۰ميليون بچه بازي تنيس را آغاز مي كنند ۵ ميليون نفر ياد مي گيرن كه چطور تنيس بازي كنند ۵۰۰ هزار نفر تنيس را در سطح حرفه اي ياد مي گيرند ۵۰هزار نفر سرشناس ميشوند ۵ هزار نفر راهي مسابقات مي شوند ودر اخر ۵۰ نفر وارد مسابقات ويمبلدون مي شوند و از اين تعداد ۴ نفر به نيمه نهايي و سپس دو نفر به فينال و در آخر يك نفر قهرمان مي شود آن زمان كه جام قهرماني را بالي سر مي بردم نگفتم خدايا چرا من ؟ حالا هم نمي گويم خدايا چرا من؟ |+| نوشته شده توسط توریاله در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386 و ساعت 10:27 |
من مي توانم تفاوتي ایجاد كنم
مرد فرزانه اي، گاه و بي گاه ، براي به رشته تحرير در آوردن كتابهايش ، به ساحل دريا مي رفت ، او عادت داشت قبل از انجام هركاري ،ابتدا در ساحل قدم بزند . يكي از رزها كه مطابق معمول در كنار دريا قدم مي زد از دور شبح يك انسان را ديد كه خم مي شود و چيزي را از روي زمين برمي دارد و آن را به طرف دريا پرتاب ميكند ، از آنجا كه آفتاب تازه طلوع كرده بود مرد فرزانه كنجكاو شد و بر سرعت قدم هايش افزود تا ببيند كه ان مرد چه كار مي كند وقتي به آن مرد نزديك شد مرد جواني را ديد كه يك ستاره درياي را بر مي دارد و به دريا مي اندازد مرد فرزانه به او نزديك شد و گفت : صبح بخير ! مي توانم بپرسم مشغول چه كاري هستيد ؟ مرد جوان مكثي كرد و گفت :مشغول برگرداندن ستاره هاي دريايي به دريا هستم مرد فرزانه بيشتر تعجب كرد و پرسيد : مي توانم بپرسم كه به چه علت اينكار را انجام مي دهي مرد جوان گفت : كه افتاب طلوع كرده و مد دريا از بين رفته و اگر من ستاره هاي دريايي را به دريا بر نگردانم همگي خواهند مرد . مرد فرزانه با حيرت گفت : ولي مرد جوان مگر متوجه نيستي كه اين ساحل كيلومتر ها امتداد دارد ودر امتداد آن هزاران ستاره دريايي افتاده اند با اين عملت نمي تواني هيچ تفاوتي ايجاد كني چون اين همه ستاره دريايي از بين خواهند رفت مرد جوان مودبانه به حرف هاي مرد فرزانه گوش كرد و سپس خم شد و ستاره دريايي ديگري را برداشت و به دريا پرت كرد و در حالي كه دنبال ستاره دريايي ديگري بود گفت : ولي اين عمل من در اين نقطه ساحل تفاوت اجاد مي كند |+| نوشته شده توسط توریاله در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386 و ساعت 8:37 |
اعتراف
بر اساس خاطره: پرواز
منبع : مجله روز هاي زندگي |+| نوشته شده توسط توریاله در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386 و ساعت 8:35 |
من كي مي ميرم
سال ها پيش اون زمان كه براي گذراندن طرح و دوران آموزشي ام در بيمارستان هاي مختلف كار مي كردم با صحنه ها و اتفاقات جالبي روبه رو مي شدم اما ماجرايي را كه امروز مي خواهم براي شما تعريف كنم اگر چه دلخراش نيست ولي بيشتر از همه ماجراها روي من اثر گذاشت
در بيمارستان ما دختر ۴ ساله اي بود كه به بيماري خوني خطرناكي دچار شده بود و تنها راه معالجه او تزريق خون همگروه بود در ميان اقوام و آشنايان فقط برادر ۵ ساله او مي توانست به او خون بدهد اما از انجا كه اين كار براي يك بچه كوچك خطرناك و دردناك است بنابراين من تصميم گرفتم كه او را صدا بزنم و وخامت حال خواهرش را براي او شرح دهم برايش توضيح دادم كه اگر او به خواهرش خون بده خواهرش زنده مي مونه پسرك كمي فكر كرد در حالي كه اشك در چشمانش حلقه زده بود موافقت كرد و گفت كه خونش را به خواهرش مي ده پسرك روي تخت كناري خواهرش خوابيد و بدون هيچ گونه داد و فريادي عمليات انتقال و گرفتن خون تمام شد در تمام اين مدت برادر با لبخندي محبت آميز به خواهرش نگاه مي كرد گونه هاي زرد رنگ و رنگ پريده خواهرش كم كم سرخ مي شد و گونه هاي خودش زرد در همين موقع رنگ از روي پسر پريد و پرسيد كار تمام شد بعد از اينكه مطمئن شد ماموريتش را به خوبي انجام داده شروع به لرزيدن كرد بدنش يخ كرده بود آثار ترس در چهره اش به خوبي نمايان بود او با صدايي لرزان از من پرسيد ((خب خواهرم رو زنده كردم حالا خودم كي مي ميرم؟)) اون فكر كرده بود كه همه خونهاي تنش رو بايد به خواهرش بده و براي زنده موندنش ديگه خوني در بدن نداره. اون پسر ۵ ساله با عشقي كه به خوا هرش داشت حاضر شده بود جون خودش رو براي زنده موندن خواهرش فدا كنه و زماني كه فهميد براي خودش هم مقداري خون باقي مونده تا نميره دست خواهرش رو از روي خوشحالي فشار داد. و از شدت ضعف و هيجان به خواب رفت گاهي اوقات در وجود ما انسانهاي بالغ ذره اي از گذشت و فداكاري كه در اين پسر ۵ ساله بود ديده نميشود. اين نشانه كبر و غرور و خودخواهي بعضي از انسانهاست كه اين دنياي فاني را به اشتباه سراي ابدي خود ميدانند. منبع: كانون خانواده شماره ۱۹۸ نيمه اول بهمن ۸۶ |+| نوشته شده توسط توریاله در سه شنبه نهم بهمن 1386 و ساعت 13:37 |
|
درباره وبلاگ
![]() با سلام
اول از همه اینکه امید وارم که حالتون خوب خوب باشه این وبلاگ رو راه اندازی کردم تا مقالات و گزارش ها و مطالبی که در مورد کودکان است رو جمع کنم که امیدوارم مورد پسند شما قرار بگیره موفق باشید و در سایه حق پایدار ... منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
مهر 1388شهریور 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آرشيو موضوعی
معرفي فيلم هاي كودك و نوجوانمعرفي کتابخانه هاي ديجيتال گفته های بزرگان داستان دانستنيها درس هاي زندگي لطيفه و SMS SMSهاي ادبي بچه هاي آسمان دانلود كتاب داستان كتاب هاي ادبي كتاب هاي كودكان و نوجوانان معرفي فيلم كليپ موبايل كامپيوتر و IT مقاله هاو گزارش از يه نوع ديگه کتاب های آموزشی کد های جاوا البوم وبلاگ دل نوشته های شما خاطرات من دفترچه کودکانه پيوندهای روزانه
سرنوشت كودكان بى شناسنامه اى در هاله اى از ابهامكودكان مهاجر و مشكلات تحصيل فروشگاه اينترنتي اثر بازی های رایانه ای بر كودكان و نوجوانان معرفي كتاب دوباره احساس خوب حساسيتهاي تابستاني در كودكان (2) كودكان و حساسيت هاي تابستاني (1) روز مادر مبارك // sms for mother \\ اس ام اس هاي روز مادر روز جهانی منع کار کودک كودكان و تعطيلات تابستاني آرشيو پیوندها پيوندها
تبليغات وبلاگيافتتاح حساب رايگان در بانك پرفكت ماني ** دانلود كليپ ** وبلاگ فروشگاه ستاره طلايي موتور جستجوي راستگو اولين خبرگزاري جمعيت امام علي (ع) دومين خبرگزاري جمعيت دانشجويي امام علي(ع) پیمان نامه حقوق کودکان داروگ(کودکان) خانه كودكان افغانستان پایگاه بهزیستی کشور یونیسف جمهوری اسلامی ایران وبلاگ كودكان خياباني فریاد کودکی خاله زنک اشک ها و لبخند ها WALLPAPER انجمن حمایت از حقوق کودکان انجمن حمایت از کودکان کار انجمن حمایت از کودکان امید ایرانیان انجمن حامیان کودکان کار و خیابان جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان پیام امید کیانا کودک نابینا بانک مقالات فارسی فتو بلاگ من (بدون شرح) سایت کودک مدد کاری علمی کودکان فردا پيام نما اخبار وبنا روزنامه اعتماد گریزی بر موسیقی سنتی ایران صندوقچه افکار سایت آموزش ایرانیان ترانه های کودکی اولین وب سایت بین المللی نقاشی کودکان و نوجوانان گروه کیانا فریاد بی بی زمستون عکس بازیگران ایرانی فقر و فحشا بیداد می کند موسسه تاک سرزمین من (جامع ترین سایت اطلاعاتی درباره کودکان کار وخیابانی ) بهترین کلیپ های موبایل اس ام اس ساده با تو حرف می زنم قصه گو وبلاگ تخصصی کامپیوتر انجمن جغرافی انسانی دانشگاه پیام نور مریوان خانه کودک افغانستان گاهی به آسمان نگاه کن عنوانش بماند تا بعد ای دوست در روضه ی قلب جز گل عشق مکار مهدکودک رنگین کمان پلنگ زخمي (از رنج ها و درد های حاشیه نشینان) وبلاگ یه پسر خوب!!! فتوشاپ / ترفند / دانلود پلاگين وقتی یک فرشته به زمین رسید راه آسماني دست نوشته هاي يك پسر خياباني راديو صداي نوجوان مديريت توانبخشي نغمه هاي كودكانه زمزمه هاي نوجواني سايت رسمي افسانه جومونگ نى نى نامه قالب وبلاگ و قالب بلاگفا بزرگترین وبلاگ رپی ایران قالب های حرفه ای وبلاگ ابزار وب فارسی امکانات
|
| Powered By BLOGFA - Designing & Supporting Tools By WebGozar |