ساماندهي آسيب ديدگان اجتماعي در كمترين فرصت با تلفن 123
گفت وگو با سيدمهدي سيدمحمدي معاون اجتماعي سازمان بهزيستي

فتانه راحمي پور
امور اجتماعي سازمان بهزيستي كشور داراي چهار دفتر مجزا مي باشد كه بطور شبانه روزي در سطح كشور فعاليت دارند. دفتر آسيب هاي اجتماعي؛ كه كليه امور مربوط به كودكان خياباني، دختران فراري، زنان آسيب ديده و در معرض آسيب، مراكز كاهش طلاق و كودكان كار را دربر مي گيرند.دفتر زنان و خانواده؛ متولي كليه امور مربوط به 147 هزار خانواده نيازمند و فاقد سرپرست است كه از سازمان بين 25 تا 50هزار تومان مستمري دريافت مي كنند و از كمك هاي موردي مانند اعطاي وام، تامين مسكن و تهيه جهيزيه نيز برخوردارند.دفتر كودكان؛ كه امور مهدهاي كودك را برعهده دارد و در حال حاضر يازده هزار مهد زيرمجموعه اين دفتر است كه عمدتا خصوصي هستند. در اين مراكز بالغ بر 550هزار كودك تحت برنامه هاي تربيتي و آموزشي قرار دارند؛و در نهايت دفتر شبه خانواده ؛ كه اين دفتر كل به مسائل مربوط به كودكان فاقد سرپرست و بدسرپرست مي پردازد. هم اكنون بالغ بر 20هزار كودك در 400 مراكز شبانه روزي نگهداري مي شوند. نيمي از اين كودكان به مراكز غيردولتي تحت نظارت بهزيستي سپرده شده اند كه ماهانه بالغ بر 80هزار تومان يارانه براي هر كودك از سازمان دريافت مي كنند. اين مراكز عمدتا توسط خيرين اداره مي شوند. در ضمن به خانواده هايي كه كودكي را به فرزندخواندگي مي پذيرند ماهيانه 40هزار تومان پرداخت مي شود.كودكان خياباني، دختران فراري، زنان آسيب ديده و در معرض آسيب، مراكز كاهش طلاق، كودكان كار و... از جمله مواردي است كه هريك مي تواند لطمات جبران ناپذيري را به جامعه وارد آورد. دفتر آسيب هاي اجتماعي سازمان بهزيستي سالهاست كه متولي رسيدگي به مشكلات اين قشر مي باشد و خدمات متعددي را در اين زمينه براي كمك به آسيب ديدگان و يا پيشگيري از آن ارايه مي دهد.
وظايف و اقدامات متعدد سازمان بهزيستي در حوزه آسيب هاي اجتماعي ما را بر آن داشت تا براي آشنايي هرچه بيشتر خانواده ها با فعاليت هاي متعدد و برنامه جديد «دفتر آسيب هاي اجتماعي» مصاحبه اي را با سيدمهدي سيدمحمدي، معاونت امور اجتماعي سازمان ترتيب دهيم. آنچه مي خوانيد ماحصل اين گفت وگو است.
سيدمهدي سيدمحمدي، معاون امور اجتماعي سازمان درباره آسيب هاي اجتماعي مي گويد: كليه پديده ها و مسائلي كه خلاف مسايل طبيعي جامعه ايجاد مي شود و خودش را نشان مي دهد نه يك هنجار بلكه يك ناهنجاري تلقي مي گردد. در حوزه مسايل اجتماعي افراد بعنوان يك آسيب تلقي مي شوند و ما بدنبال راهكارهاي جديدتري هستيم تا هم براي كساني كه به نحوي در معرض آسيب ها قرار مي گيرند تمهيداتي بيانديشيم تا از پيشروي آن جلوگيري كنيم و مهمتر اينكه به افرادي كه دچار آسيب شده اند كمك كنيم و آنان را به سوي بازتواني و بازگشت به زندگي سالم و مجراي طبيعي زندگي سوق دهيم. البته كودكان نيز در معرض اين آسيبها قرار دارند مانند كودكان خياباني، كودكان كار، كودكاني كه به هر دليلي از جايگاه واقعي شان كه خانواده است دور افتاده اند و يا از امكانات طبيعي و ضروري مثل بهداشت، تحصيل و غيره محروم مانده اند. دختران فراري نيز مصداق ديگري از آسيب هاي اجتماعي است. همچنين زناني كه از منزل خارج شده و در جامعه رها مي شوند. بطور كلي مقوله كمك به زنان بعنوان كساني كه بيشتر در معرض آسيب ها قرار دارند بعنوان يكي از اهداف كلي ما در اين حوزه است.
بحث طلاق نيز از ديگر آسيب هايي است كه بايد روي آن كارهاي تخصصي بيشتري انجام شود و از دغدغه هاي مهم سازمان بشمار مي رود و سازمان همواره تلاش دارد تا اقدامات ثمربخشي را براي كمك به كودكان و زنان آسيب ديده از طلاق انجام دهد.
همانطور كه مطلع هستيد بحث طلاق از جمله آسيب هايي است كه علاوه بر فروپاشي اساس خانواده دامنگير زنان و كودكان نيز مي شود، بفرماييد نحوه حمايت سازمان از اين گروه چگونه است؟
- در دفتر آسيب هاي اجتماعي مراكزي وجود دارد كه خدمات از پيش تعيين شده اي را به اقشار خاصي كه در معرض آسيب قرار گرفته اند، عرضه مي كند. اولين مجموعأ مراكز ما مركز كاهش طلاق است. ما در كشور بالغ بر يكصد مركز كاهش طلاق داريم كه عمدتاً در استانها قرار دارند و در شهرهاي بزرگ در نزديك ترين فاصله از دادگاههاي خانواده مستقر شده اند.
طبق هماهنگي هاي از قبل انجام شده با قضات دادگاه، مرد يا زني كه بهر دليل دادخواست طلاق خود را در محاكم خانواده مطرح كرده اند قبل از صدور حكم طلاق به اين مراكز كاهش طلاق ارجاع داده مي شوند. در اينجا تركيبي از كارشناسها شامل: مددكار، روانشناس، كارشناس حقوقي و... حضور دارند كه با برگزاري جلسات كارشناسي فردي يا مشترك و بازديد از محل زندگي زوجين براي ريشه يابي علت طلاق، تلاش مي كنند تا مشكل موجود را كه خانواده را به سوي فروپاشي سوق داده است بطور اصولي و اساسي حل كنند.
آماري در زمينه فعاليت هاي اين مراكز در دست داريد؟
- بله. براساس آمارهاي تهيه شده از سراسر كشور، در سال 58 مراكز كاهش طلاق موفق شدند از كل 09هزار آمار واقعأ طلاق كه در كشور اتفاق افتاد، بيش از 02هزار مورد را پذيرش كنند. كه بالغ بر 53درصد اين پرونده ها به صلح قطعي منجر شده است و اين نمايانگر موفقيت كارشناسان ما در زمينأ كاهش آمار طلاق بوده است.
آيا تمامي پرونده هاي دادخواست طلاق دادگاه خانواده به مراكز كاهش طلاق ارجاع داده مي شود؟
- در استانهايي كه مسئولين دادگستري و قضات نسبت به فعاليت اين سازمان كاملا توجيه شده اند و ارتباطات خوبي بين بهزيستي و دادگستري وجود دارد و اين آمارها بسيار بالاست، از يكصد مركزي كه عنوان كردم بيش از 53 درصد آنها در دادگاه ها و مجتمع هاي خانواده مستقر شده اند و كارشناسان سازمان در كنار قاضي بطور تنگاتنگ فعاليت مي كنند. در اين مكانها قاضي به مجرد طرح دعوا از طرف زوجين آنها را به كارشناسان سازمان ارجاع مي دهد اگر مشكلشان در اينجا حل نگرديد براساس نظرات كارشناسان قاضي حكم خود را صادر مي كند.
لطفاً درباره فعاليت هاي كارشناسان بيشتر توضيح بدهيد
- در دعوي طلاق يك سري از مشكلات خانواده ها با مشاوره حل مي شود. با انجام جلسات متعدد مشاوره مشكلات ريشه يابي مي شوند و با كساني كه احياناً در بروز اختلافات خانوادگي مداخله داشته اند يا به آن دامن زده اند صحبت مي شود.گاهي با تلاش مشاوران در اينجا مسائل حل و فصل مي گردد. در مواردي نيز لازم است كه خانواده تحت حمايت موقت مالي قرار بگيرند. در بسياري از موارد مسائل مالي دامنگير خانواده مي شود و آرامش خانواده را برهم مي ريزد. در اينجا اگر علت بيكاري باشد با پيگيري هاي مكرر براي سرپرست خانواده كاريابي مي كنيم و يا به آنها وام خوداشتغالي اعطا مي شود.
اما مواردي نيز وجود دارد كه به هيچ عنوان نمي شود مصالحه اي بين دو طرف انجام داد. يعني صلاح در جدايي است. در اينجا كار اصلي ما شروع مي شود. سازمان نمي تواند خانمي را كه طلاق گرفته و درآمدي ندارد در جامعه رها كند. در چنين مواقعي مددكاران با انجام پيگيري هاي بعد از طلاق درمي يابند آيا چنين فردي مي تواند زندگي خود را تأمين كند؟ فرزندانش چه مي شود؟ چون يكي از معضلات واقعي ما كودكان طلاق هستند. بيش از 05درصد كودكان خياباني مراكز ما را همين كودكان طلاق تشكيل مي دهند. از اينرو در اين بخش فعاليت مي شود تا از بروز آسيب هاي بعدي براي اعضاي خانواده جلوگيري شود.
بطور كلي اعتقاد ما بر اين است كه در مراكز كاهش طلاق، آمار كمي بايستي ارتقا پيدا كنند. يعني رقم 00021 براي ما آمار قابل قبولي نيست. ما بايد به تعداد واقعه طلاق كه در كشور اتفاق مي افتد، 19هزار مورد را پذيرش كرده باشيم و اين امكان پذير نيست مگر اينكه اعتباري براي اين مراكز در نظر گرفته شود و در كنار هر دادگاه خانواده در سراسر كشور يك دفتر مشاوره نيز وجود داشته باشد. زيرا وجود يكصد مركز مشاوره به هيچ وجه جوابگوي جمعيت موجود نمي باشد. شايد به چيزي در حدود 003 مركز نياز باشد.
در رابطه بامراكز مشاوره كه از ضروريات مهم براي حفظ خانواده است چه كارهايي انجام گرفته است؟
لايحه اي را اخيراً قوأ قضاييه به دولت ارائه داده تا از طريق دولت تقديم مجلس كند كه مضامين و محتواي لايحه بيشتر در حمايت از زنان و خانواده است، ما كليت اين طرح را تأييد و از آن حمايت مي كنيم؛ منتها در اين لايحه دو بند وجود دارد كه نياز به بررسي بيشتري دارد. در يكي ازبندها قوه قضائيه ملزم مي شود در طول سه سال تعداد 003 مركز كاهش طلاق در كشور راه اندازي كند. يعني يك «دوباره كاري». ما در جلسات كميسيون اجتماعي هيئت دولت پيشنهاد كرديم كه اين كار را نكنند؛ زيرا وقتي سازمان چنين مجموعه اي رابا 7-6 سال سابقه كار و تعداد زيادي نيروي باتجربه ومشغول به كار دارد كه به نتايج قابل توجهي هم دست يافته اند، چرا از همين پتانسيل ها استفاده نشود. ما كاملاً حاضريم اين مراكز را به قوه قضائيه و اگذار كنيم. هدف اصلي وجود مراكز مشاوره در كنار همه دادگاههاي خانواده است.
البته جدا از اين مسئله سازمان يك درخواست اعتبار 03ميلياردتوماني را تقديم وزارت رفاه كرده است كه اگر اين مبلغ به 09 ميلياردتومان برسد براحتي مي توان در كنار هر دادگاه خانواده يك مركز كاهش طلاق را راه اندازي كرد؛ زيرا اگر فاصله بين اين مراكز با دادگاهها زياد باشد، زوجين از خود تمايلي براي مراجعه نشان نخواهند داد.
از طرف ديگر دادگستري بايد زوجين را ملزم كند تا به اين مراكز مراجعه نمايند. البته به نظر من اگر ساز و كارها فراهم آيد و كنار دست هر قاضي يك مشاور بنشيند، به نتايج قابل توجهي دست خواهيم يافت.
اجازه بدهيد به معضل كودكان خياباني و نحوه ساماندهي آنها بپردازيم. در اين مورد چه برنامه هايي را پيش بيني كرده ايد؟
- بهزيستي از سال 87 در سراسر كشور يك سري مراكز را تحت عنوان «مراكز ساماندهي كودكان خياباني» راه اندازي كرده است. هم اكنون حدود 53 مركز در كشور فعاليت مي كنند. آمارهاي موجود حاكي است كه در سال 58 از 21هزار پذيرش اوليه حدود شش هزار پذيرش مسلم داشتيم كه توسط مددكاران مسايل خانوادگي آنها بررسي و ريشه يابي شده و كودكان به طور كامل ساماندهي شدند.
در حال حاضر ما طرحي را تدوين كرده ايم تا بتوانيم به طور كاملتر به اين پديده بپردازيم. تاكنون رويه براين بود كه مددكاران در سطح شهر رفت وآمد مي كردند و در مناطقي كه محل تجمع كودكان بود، آنها را ترغيب به مراجعه به اين مراكز مي نمودند. به كودكاني كه مراجعه مي كردند يك سري خدمات ارائه مي شد. مددكاران به سراغ منازل اين كودكان مي رفتند، مشكلات را ريشه يابي و در صدد رفع آن برمي آمدند اما ما به اين نتيجه رسيده ايم كه تعدادي از اين كودكان را به هيچ قيمت نمي توان از سطح شهر جمع آوري كرد. اينها بهر دليل سر چهارراهها، پاركها، گلوگاهها و بعضي از مناطق شلوغ حضور دارند. اين گروه را نمي توان با قوه قهريه و به زور جمع آوري و به مراكز منتقل نمود. لذا تصميم گرفتيم آنها را ساماندهي كنيم و به فعاليتهايشان شكلي رسمي بدهيم تا كار قانونمند بشود. به اين ترتيب كه كودكان بالاي 51 سال را كه به لحاظ مشكلات معيشتي و زندگي مجبورند در تأمين زندگي ومعيشت خانواده كمك كنند، شناسايي و برايشان شغل مناسب با ساعات بسيار محدود فراهم كنيم. مددكاران ما بعد از تكميل پرونده اين كودكان، برايشان كارت صادر كرده و لباس واحد مخصوصي در تنشان مي كنند و بعد از به توافق رسيدن با كارفرمايان آنها را بر سر كارهاي سبكي (حداكثر 3 ساعت در روز) مثل توزيع روزنامه، شير، فروش گل و... مي گذارند. براساس قراردادهاي منعقد شده با شركتهاي معتبر اجناس صبح ها وارد مراكز سازمان مي شود. اين كودكان نيز توسط سرويس از منازلشان جمع آوري و به مراكز مي آيند. در آنجا بعد از صرف صبحانه تحت نظر مددكار در سر چهارراه ها به فروش روزنامه يا گل مشغول مي شوند. بعد از گذشت 3 ساعت مجدداً به مراكز باز گردانده مي شوند تا بقيه ساعات روز را به فراگيري آموزشهاي مهارت هاي زندگي، فني و حرفه اي بپردازند و روند بهداشت آنها نيز در مركز پيگيري مي شود.
يك سوم حقوق ماهيانه اين كودكان براي آينده خودشان اندوخته و بقيه در خانه هزينه مي شود. كسري حقوق آنها را به دليل ساعات كم آن با كمكهاي موردي جبران مي كنيم تا خانواده تشويق شود كماكان كودك خود را به اين مراكز بفرستد و مانع تحصيل و آموزش هاي حين كار آنها نشود.
تمام اين تلاش ها براي اين است تا از بروز آسيب هاي اجتماعي و گرايش اين كودكان به بزهكاري جلوگيري شود. اگر حضور اين كودكان در سر چهارراهها كنترل نگردد، كانوني براي آسيب هاي خاص خواهند بود و مورد سوء استفاده قرار خواهند گرفت.
البته اين طرح در استان هاي خراسان رضوي، كرمانشاه و منطقه 61 تهران به صورت آزمايشي به اجرا درآمده و به نتايج بسيار خوبي هم دست پيدا كرده ايم. اميدواريم با تأمين اعتبار مورد نياز بتوانيم در تمام مناطق شلوغ اين كودكان را ساماندهي كنيم.
يكي از طرح هاي مهمي كه اخيراً هم سازمان را به خود مشغول داشته است، بحث اورژانس اجتماعي است كه هنوز به اجرا درنيامده لطفاً درباره جزييات آن توضيح بدهيد.
امروزه در بخش پذيرش، موارد مجهول الهويه متعددي مانند كودكان سرراهي، سالمندان بي نام و نشان رواني مزمن، معتاد و... بخصوص در شهرهاي شلوغ مشاهده مي شود. وقتي يك شهروند با چنين مسئله اي مواجه مي گردد نمي داند با كجا تماس بگيرد: نيروي انتظامي، بخش هاي مختلف بهزيستي، ان جي اوها. كه البته در بسياري موارد موفق به يافتن متولي اصلي اين كار نمي شود و كار را رها مي كند.
در سازمان بهزيستي مراكز مختلفي وجود دارد كه پذيرش در آنها بر حسب تخصص آن مراكز انجام مي شود. تعدد مراكز و تخصص ها باعث سردرگمي آحاد مردم و گهگاه بخش هاي مختلف دستگاه هاي دولتي شده است.
ما براي سازماندهي اين وضعيت و روشن شدن تكليف مردم و تمامي دستگاه هاي دولتي و كمك سريع به آسيب ديدگان طرحي را بصورت آزمايشي به اجرا درآورده ايم كه بطور كامل مي تواند جوابگوي چنين مواردي باشد. اين سيستم دقيقاً مثل سيستم اورژانس درمان كشور (116) است.
شما وقتي متوجه حضور فرد مجروح يا بيماري در خيابان مي شويد با گرفتن شماره 116 تيم متخصصي را به بالاي سر او فرامي خوانيد كه تمامي كارها اعم از كمكهاي اوليه و انتقال به درمانگاه ها يا بيمارستان برعهده آنها مي باشد.
ما طرحي مشابه همين را در حوزه مسايل اجتماعي براي افراد آسيب ديده پياده كرده ايم. يعني هر فردي با مشاهده يك معضل اجتماعي با گرفتن شماره 123 مي تواند تيم متخصص سازمان را به محل فرابخواند. اين مركز 24 ساعته فعاليت مي كند و با توجه به مورد خاص مطرح شده نزديكترين تيم را اعزام تا فرد مورد نظر را به مراكز خاص نگهداري انتقال دهد.
اين مراكز اصلي داراي پايگاه هاي ثابتي هستند كه خود داراي تيم هاي بسيار متعدي مي باشند. خودروهاي «ون» بنفش رنگ مجهز به بي سيم وجه تمايز اين مركز است. در واقع بعد از تماس يك شهروند در كمترين فرصت سريع ترين اقدام بدون هزينه و با كيفيت مطلوب به هر فرد آسيب ديده اجتماعي كه در چهارچوب وظايف سازمان قرار دارد، ارايه مي شود. كارهاي شبكه اورژانس اجتماعي طراحي و برآورد اعتبار شده است. اين طرح در وزارت رفاه نيز نظر مساعد همه را به خود جلب كرده است، زيرا يكي از نيازهاي واقعي جامعه كنوني است.
سازمان مديريت و وزارت كشور نيز از اين طرح استقبال كرده اند و با آن كاملاً همراه هستند. گمان مي كنم طرح فوق در اولين جلسه شوراي اجتماعي كشور در دستور كار قرار بگيرد.
انشاءالله در نيمه اول امسال حركت را شروع خواهيم كرد. البته ما بخشي از اين سازوكار را از سال هاي قبل داشته ايم. همان طور كه مشاهده مي كنيد تمامي فعاليت ها و مراكز سازمان را بصورت يك پكيج واقعي آورده ايم و يك مركز مداخله در بحران هاي اجتماعي را طراحي كرديم. مركز كودكان خياباني، خانه سلامت، مركز بازپروري زنان ويژه، مركز كاهش طلاق و... همه اينها از اين ببعد با يك مديريت واحد در تمامي استان ها فعاليت خواهند كرد. تلفن 123 تاكنون در هفت استان بصورت آزمايشي راه اندازي شده و تا ماه ديگر 7 استان ديگر مجهز به اين سيستم خواهند شد. هزينه اين كار بيش از 40 ميليون تومان است.
همان طور كه گفتم يك بخش كار با تلفن حل مي شود يك بخش آن با اعزام تيم سيار و بخش ديگرآن با اسكان پروژه افراد در مراكز موردنظر و ساماندهي آنها انجام مي شود وزارت رفاه قبول كرده كه از محل بند تبصره 51 اعتباري بالغ بر 8 ميليارد تومان را براي شروع طرح اختصاص دهد.
البته به بيش از مبلغ نياز هست زيرا كار بسيار وسيع مي باشد.
پيش بيني اوليه ما 200 ماشين «ون» براي كل كشور است بخش هايي از اين طرح نيز توسط NGO ها انجام مي شود تا بار مالي براي دولت نداشته باشد.
طرح بيمه زنان خانه دار به كجا رسيده است؟
بيمه زنان خانه دار از سال 81 در سازمان راه اندازي شد. اين طرح صرفاً مختص زنان خانه داري مي باشد كه از هيچ نوع بيمه اي استفاده نمي كنند. در طرح اوليه سازمان و فرد هريك با واريز كردن 5 هزار تومان بطور ممتد بعد از 15 تا 30 سال مي توانستند از تسهيلات خاصي استفاده كنند. توقع بر اين بود كه بعد از 20 سال اينها بتوانند از چيزي مثل حقوق بازنشستگي استفاده كنند. ولي بعد از اين مدت بانك مبلغي را همراه با سود حاصله تحويل افراد مي داد. لذا سازمانها با شركت هاي بيمه اي وارد مذاكره شدند و قرار بر اين شد بعد از 20 سال با همين 10 هزار تومان ماهيانه يكصدهزار تومان به بيمه شونده پرداخت شود كه اين مبلغ در زمان بازنشستگي بي ارزش بود. پس تصميم گرفته شد تا ميزان پرداختي ها را افزايش بدهيم. لذا طرح را عوض كرديم. بعد از نهايي شدن طرح جديد، رقم پرداختي را بالا برديم و آن را به 35- 40 هزار تومان در ماه افزايش داديم. قرار شد از اين ببعد صندوق بيمه روستاييان و عشاير كه از صندوق هاي تابعه وزارت رفاه است ادامه كار را بر عهده بگيرد و دركنار پرداختي بيمه شونده و سازمان، صندوق نيز به همان ميزان مبلغي را به حساب فردي بيمه شونده واريز نمايد.
طرح اوليه ما در وزارت رفاه است و هنوز به هيئت دولت نرفته است.
به عنوان سوال آخر، لطفاً درباره قانون جديد فرزند خواندگي توضيحاتي بدهيد؟
ما در گذشته در بحث فرزندخواندگي محدوديت هاي زيادي داشتيم و صرفاً فرزندان بدون ولي و خويشاوند را مي توانستيم به خانواده هاي متقاضي فاقد فرزند واگذار كنيم. امكان واگذاري كودكان داراي نشاني يا ولي تحت هيچ عنوان وجود نداشت. در قانون جديد خانواده ها بعنوان «امين موقت» قادر خواهند بود تا بطور موقت تمامي كودكاني را كه تحت پوشش سازمان قرار گرفته اند به فرزندخواندگي بپذيرند. از ديگر موارد طرح جديد امكان واگذاري كودكان به زنان مجرد واجد شرايط است. در سال گذشته تنها 5 درصد از والدين كودكاني كه بطور موقت به خانواده ها سپرده شده بودند براي پس گرفتن آنها مراجعه كردند با اجراي اين طرح اميد داريم كه تمامي 400 مركز غيردولتي كه كودكان در آنجاها نگهداري مي شوند، تعطيل گردند. اعتقاد ما بر اين است كه كودكان بايد در محيط خانه رشد و پرورش پيدا كنند.
از زماني كه در اختيار ما قرار داديد سپاسگزاريم


نکته : خبر مربوط به سال ۸۶ است و من خودم خبر جدیدی ندارم ... خیلی ببخشید


منبع و لینک اصلی مطلب : http://www.kayhannews.ir/860522/7.htm