هر کودک خود يک جهان است
| هر کودک خود يک جهان است |
|
|
|
فاطمه فرهنگ خواه*
روز جهاني کودک و هفته ملي آن در حالي برگزار شد که نه تنها شعار پنج سال قبل يونيسف «جهاني شايسته کودکان» محقق نشده است، که با آن فاصله بسيار داريم. امسال شعار «جهاني عاري از خشونت» به شعار قبلي افزوده شده است. ولي پرسش اين است که آيا دولت ها به گونه يي برنامه ريزي کرده اند که اين شعارها امکان تحقق پيدا کنند؟ آنچه شايسته کودکان است به وقوع بپيوندد و به جامعه يي عاري از خشونت که کودکان در آن مصون از آزار، اذيت و بي توجهي به حرمت و عزت انساني شان باشند، دسترسي پيدا کنند؟ما باور داريم، کودکان به عنوان پلي ميان حال و آينده، جزء ارزشمندترين ساکنان روي زمين محسوب مي شوند. اگر بگوييم که هر کودک خود يک جهان است سخني گزاف نگفته ايم. کودکان علاوه بر اين که حدود 40 درصد ساکنان روي زمين را تشکيل مي دهند، ذهن ها و بدن هايي هستند به طور مدام در حال شدن. رشد و نمو، هر دو فرآيندي پويا هستند بنابراين در طول سال هايي که کودک يا نوجوان از اين دوران مدام نوشونده و پويا عبور مي کند، نيازمند توجهي ويژه است.اگر بپذيريم که کودکان به مثابه يک سيستم باز به طور مدام اطلاعات جديد را دريافت و پردازش مي کنند، دائماً مي پذيرند، بازخورد مي دهند و تغيير مي کنند، پس توان بالقوه يي دارند براي پذيرش آنچه به آنها عرضه مي شود. حال براي اين سيستم باز و دائم در حال شدن، براي اين جمعيت قابل توجه کشور چه تدارک ديده ايم؟ براي آينده سازان کشور چه برنامه مدوني داريم؟ براي کودکان امروز که ميان سنت ها و شکوه گذشته و نو شدن مدام آن و سازمان هاي آشفته و برنامه ريزي نشده فعلي، گرفتار آمده اند چه بايد کرد؟ وظيفه ما براي عبور سلامت آنان از اين دوران چيست؟ زماني که صحبت از سلامت کودکان به ميان مي آيد، الزاماً به معناي بيمار نبودن نيست، بلکه برخورداري از حداکثر سلامت جسم، روان، رفاه اجتماعي، معنوي، اخلاقي و... است. طبق آخرين يافته ها در کشور کانادا، عوامل اجتماعي بالاترين درصد تاثيرگذاري بر سلامت کودکان را به خود اختصاص داده است. آيا با بي اعتنايي به عوامل اجتماعي مانند فقر، آموزش، شرايط شغلي، محيط کار، تبعيض، بهداشت محيط،، محيط زيست و ديگر عوامل مي توان جهاني شايسته کودکان و عاري از خشونت را در ذهن متصور بود؟ کودکان در همه جهان خصوصاً در کشورهاي مشابه ما از شرايط دشوارتري برخوردارند، زيرا امکان بيان مشکلات و گرفتن حق خود را ندارند. دولت هم امکاني جهت استفاده از روش هاي جديد براي شنيدن صداي کودکان را فراهم نکرده است. برنامه ريزي براي کودکان مستلزم رويکردي است که از طريق همياري همه بخش ها و دست اندرکاران امکان پذير خواهد شد. اتفاقاتي از اين دست نياز به تحولي عميق در ساختارها، خصوصاً ساختار آموزش و پرورش و ساختار اقتصادي کشور دارد. آموزش و پرورش، بدين دليل که پس از خانواده بزرگترين مرکز بازتوليدکننده سنت ها، باورها، ارزش ها و روش هاي زندگي اجتماعي و... است. اينک وزارت آموزش و پرورش با ساختار فعلي آيا قادر به تربيت کودکاني فعال، پرسشگر، همگرا، مشارکت جو، سالم و توانمند است؟ آيا کودکان تربيت شده در اين سيستم مي توانند انديشه يي آينده ساز داشته و به توسعه کشور بينديشند؟ در يک نظام آموزشي نابرابر که تفاوت هاي جدي در دسترسي به خدمات آموزشي وجود دارد و هرساله تعداد زيادي از کودکان اگر شانس رفتن به مدرسه پيدا کنند، در سن دبستان از چرخه آموزش خارج شده و امکان ادامه تحصيل را نمي يابند، چگونه مي توان انتظار داشت کودک به عنوان يک موجود با ارزش و داراي حق مورد توجه قرار گيرد؟ آيا هرگز از خود پرسيده ايم اين کودکان که از گردونه تحصيل خارج شده اند، جذب کدام يک از چرخه هاي معيوب جرم زا، تبهکاري و فساد، آماده پذيرش آنها مي شوند؟ اين کودکان به کدامين گناه بايد قرباني ساختار بيمار اجتماعي، آموزشي، اقتصادي و... کشور شوند؟ ساختارهاي اقتصادي بدين معنا که ساختارهاي اقتصادي هر کشور در سايه عوامل سياسي و اجتماعي شکل مي گيرند و تعيين کننده ميزان عدالت و برابري انسان ها در يک فضاي جغرافيايي معين هستند. نرخ تورم دورقمي و کامل نبودن سياست هاي حمايتي و رفاهي و مشکلات اقتصادي ديگر بيشترين فشار را بر زنان و کودکان وارد مي کند و اولين اثرات خود را بر نوع تغذيه کودکان و عقب ماندگي از رشد مطلوب، عدم دسترسي به مسکن مناسب و لاجرم حاشيه نشيني، نبود بهداشت و درمان، آموزش و رفاه و به تبع آن از بين رفتن تعادل در مناسبات کودک و خانواده و ديگر اعضا و جدايي و طلاق (آمارها در اين مورد نگران کننده است) در نهايت نبود پرورش مناسب براي نسل آينده ساز و در نتيجه به وجود آمدن يک چرخه معيوب تکرار شونده خواهد گذاشت. آيا در چنين خانواده يي صحبت درباره پرهيز از انواع خشونت يا محيطي شايسته کودکان جايگاهي خواهد داشت؟ کودکان با نيازهاي ويژه (معلولان، بيماران خاص و...) در چنين شرايطي آسيب پذيرتر و در معرض خشونت بيشتري قرار مي گيرند. در کنار چنين شرايط آموزشي، پرورشي و اقتصادي، مسائل ديگر اجتماعي چون اثرات جهاني سازي و جهاني شدن با محدوديت هاي ساختاري کشورهاي در حال توسعه و جهان سوم خود معضلي است که فقر و نابرابري را بيشتر و شرايط زيست کودکان و زنان را وخيم تر از آنچه هست مي کند. توسعه فناوري هاي اطلاعاتي و ارتباطاتي که زمينه گسترش شبکه هاي جهاني در همه حوزه ها، خصوصاً ناهنجاري ها را فراهم کرده يکي ديگر از پديده هاي اين دوران در عرصه جهاني است. در اثر فقر فزاينده حاصل از جنگ در کشورهاي فقير، زنان و کودکان تبديل به کالا شده اند. هرزه نگاري و گسترش فيلمبرداري ويدئويي از کودکان، دختران نوجوان و جوان و زنان به يک صنعت پردرآمد در سطح جهاني بدل شده است و نتيجه آن گسترش شبکه قاچاق کودکان و زنان است. علاوه بر مسائل فوق، آمارهاي جهاني نشان از رشد فزاينده استثمار کودکان در همه زمينه ها، رها شدن کودکان در خيابان ها، گسترش شبکه هاي قاچاق، تجارت و بهره کشي جسمي و جنسي و رشد افسارگسيخته فساد دارد که نتيجه آن گسترش روسپيگري و پايين آمدن سن آن است. استفاده از کودکان در شبکه هاي قاچاق مواد مخدر و معتاد کردن آنان، مهاجرت هايي که در اثر جنگ و منازعات مسلحانه، درگيري هاي قومي و مذهبي يا محدوديت هاي غيرمنطقي که از سوي برخي کشورها براي نخبگان و روشنفکران ايجاد مي شود، سيل مهاجرت به سوي کشورهاي توسعه يافته را رقم زده است ولي همين مهاجران در برخي کشورهاي ميزبان مورد محدوديت و سرکوب قرار مي گيرند. کودکان مهاجر و پناهنده يکي از آسيب پذيرترين کودکان جهان هستند، خشونت فزاينده در خانواده و جامعه و... بخش کوچکي از اتفاقات بزرگ در حوزه کودکان را نشان مي دهد. در حوزه قضايي نيز در بسياري از بخش ها حداقل ضوابط براي دادرسي ويژه کودکان در بسياري از کشورها ديده نشده، براي اجراي مجازات هاي جايگزين در محاکم و دادگاه هاي کودکان به منظور جلوگيري از حبس هاي طولاني مدت تا رسيدن به سن 18 سال، نبود مجازات متناسب با جرم براي والدين و اقوام درجه اولي که کودک را مورد انواع خشونت قرار مي دهند و ديگر قوانين، بدون توجه به حقوق مترتب بر کودکان از جمله مشکلات در حوزه قضايي مربوط به کودکان است. آنچه شرايط زيست در يک کشور را وخيم تر مي کند، همانا حس ناامني ناشي از خشونت و مناقشات نظامي و تهديدهاي فرساينده است که از طرف کشورهاي مرکز عليه کشورهاي پيراموني اعمال مي شود و فضاي بسيار مه آلود و مبهمي را براي همه افراد خصوصاً کودکان فراهم مي کند. عدم احترام به مردم هنگام تصميم گيري و نبرد عليه ارزش هاي انساني و حقوق بشر امروزه به نوعي در آينه کودکان جهان منعکس شده است. در حال حاضر همه ما مي توانيم نتايج ملموس تصميمات و سياست هاي جهاني را بر کودکان که آنان را در شرايط دشوار و ناگوار کنوني قرار داده، ببينيم. بر اثر شواهد عيني و علمي، مجموعه اعمال بشري، تعادل و توازن زيست انسان بر روي زمين را بر هم زده و مشخص است که وضعيت کنوني نشانه سوءمديريت در کل جهان و تک تک کشورهاي مشابه است. ما همه سرنوشتي مشترک داريم و هيچ ملتي مستثني نيست. حال در اين دنياي ناامن، ناپايدار، نابرابر و تصويرگر آينده يي نامشخص براي کودکان چه بايد کرد؟ آيا نبايد براي آنچه اتفاق افتاده، چاره يي انديشيد؟ يا بايد به يک راهکار منطقي، روزآمد و قابل اجرا که مورد پذيرش طيف هاي مختلف اجتماعي قرار گيرد فکر کرد و دست به اقدام زد؟ در اين مورد توصيه هايي لازم به نظر مي رسد؛ از يک سو بايد به شکل گيري مثلث نهادي دولت، بخش خصوصي و نهادهاي مدني پويا، نهادهايي که قدرت نوآوري و توليد ايده و انديشه جديد داشته، گذشته و حال را به بهترين شکل ممکن شناسايي و براي آينده برنامه ريزي کنند، فکر کرد تا شايد بتوان به راه حلي عملي دست يافت. البته اين اتفاق زماني امکان تحقق مي يابد که دولت براي حضور مردم، بسترهايي را فراهم کند. منظور از بستر، شرايطي چون اعتماد به مردم براي مشارکت در امور، حرمت گذاشتن به فعاليت هاي شهروندان و توجه به توانمندي هايشان و شنيدن صدايشان، تکريم و احترام به حضورشان است. از ديگرسو اراده يي قوي براي بازبيني و بازخواني در ساختارها و روش هاي موجود، درنهايت توجه به خود کودکان، هم شنيدن صدايشان و هم ديدن شان، کودکان مايلند علاوه براين که ديده مي شوند، شنيده شوند، بدين معنا که مشکلات از زبان خودشان بيان شود، با حضور خودشان تصميم گيري شده و سپس برنامه ريزي و حتي اجرا شود.بياييد کودکان را باور کنيم و پيش از آن که براي اين نسل آينده ساز و نيروي بالقوه سازنده مشکل ايجاد کنيم با کمک خودشان دنيايي بهتر از حال و گذشته بنا کنيم.به اميد روزي که جهاني شايسته کودکان و جهاني عاري از خشونت را شاهد باشيم. ہ مديرعامل انجمن حمايت از کودکان و نوجوانان توان ياب منبع : روزنامه اعتماد
لینک اصلی مطلب :http://www.etemaad.com/Released/86-08-17/205.htm |
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم تیر ۱۳۸۷ ساعت 9:0 توسط توریاله
|
روز جهاني کودک و هفته ملي آن در حالي برگزار شد که نه تنها شعار پنج سال قبل يونيسف «جهاني شايسته کودکان» محقق نشده است، که با آن فاصله بسيار داريم. امسال شعار «جهاني عاري از خشونت» به شعار قبلي افزوده شده است. ولي پرسش اين است که آيا دولت ها به گونه يي برنامه ريزي کرده اند که اين شعارها امکان تحقق پيدا کنند؟ آنچه شايسته کودکان است به وقوع بپيوندد و به جامعه يي عاري از خشونت که کودکان در آن مصون از آزار، اذيت و بي توجهي به حرمت و عزت انساني شان باشند، دسترسي پيدا کنند؟
کودکان علاوه بر اين که حدود 40 درصد ساکنان روي زمين را تشکيل مي دهند، ذهن ها و بدن هايي هستند به طور مدام در حال شدن. رشد و نمو، هر دو فرآيندي پويا هستند بنابراين در طول سال هايي که کودک يا نوجوان از اين دوران مدام نوشونده و پويا عبور مي کند، نيازمند توجهي ويژه است.
با سلام خدمت همه دوستان